زين الدين محمود واصفى

181

بدايع الوقايع ( فارسى )

گر نشد خازن گنجينهء آن خسرو عهد * ريزهء زر ز كجا ساخته مخزون غنچه كرد خياط صفت ابرش و پيچيد بهم * خلعت شاهيش از اطلس و اكسون غنچه « 1 » تا صبا ساز دهد بزم ترا در بستان * گل جلاجل شده و گوشهء قانون غنچه بهر گلگون تو زين خواست از آن‌رو « 2 » به غلاف * سخت پيچيده و نم « 3 » ساخته طيخون « 4 » غنچه درج فيروزه بود بهر نثار قدمت * از يواقيت و ذهب آمده مشحون غنچه دفتر خلق ترا كش چمن آمد ورقى * هست ريحان خط و عنوان گل و مضمون غنچه بهر سرخى فصول ورق مدحت تو * پر ز شنجرف دواتى شده موزون غنچه تحفهء غنچه مگر پيش تو مقبول نشد * كه فرورفته به خود خاسر و مغبون غنچه گر رود دشمن « 5 » جاه تو به گلگشت چمن * داغ بادا به تن او گل و طاعون غنچه واصفى گلبن مدح تو به جان مىپرورد * للّه الحمد كزو مىدهد اكنون غنچه

--> ( 1 ) - اين بيت در C و B 2 نيست ( 2 ) - P ، T ، 1320 ص a 87 : آن زد ( 3 ) - T : تر ( 4 ) - كذا تمام نسخ ( 5 ) - T : گلشن